|
|
|
|
|
ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند.....و چه تلخ است قصه ی عادت...
|
||
|
|
|
|
|
ما غیر فعالیم ، تا زمانی که انسان احساس کمبود وقت نکند تلاش و حرکتی انجام نمی دهد ، به همین دلیل ساحران پیشنهاد می کنند از تفکر مرگ برای رهایی از تفکری که تغییر را به فردا موکول می کند استفاده شود ، توجه به این مورد که وقت نداریم و هیچ نیرویی نمی تواند تضمین کند لحظه ای دیگر زنده ایم ، پس شایسته است آخرین نبرد ما بر روی زمین شایسته ترین آن باشد.
|
||
|
|
|
|
|
یه روزی خوندم نباید نگران بود, به خودم گفتم چه ایده ی جالبیه , آدم نگران نباشه خوبه ولی خیلی سخته این همه چیز وجود داره که آدمو نگران می کنه .... امروز فهمیدم اصلا نیازی نیست نگران بود ... |
||
|
|
|
|
|
وقتی به تغییر فکر می کنید هزاران فکر به سرعت به شما هجوم می آورند و مشکلات و بهانه ها و نمی توان ها و شکست ها را گوشزد می کنند.....هیچ مشکل یا بهانه ای جز در ذهن شما وجود ندارد......وقتی با مبارزه بر این فکرها پیروز می شوید و قصد می کنید دست به عمل بزنید متوجه می شوید دیگر عملی وجود ندارد....حقیقت مبارزه فارغ آمدن بر تفکر زائد بود.
|
||
|
|
|
|
|
ذهنت را روی آنچه تو را به مرگت می پیوندد متمركز كن . بدون كمترین افسوس ، بدون كوچكترین غم ، بدون كوچكترین نگرانی ذهنت را روی این مطلب متمركز كن كه وقت نداری ، و بگذار اعمالت در نتیجه آن انجام شوند ، بگذار هركدام از اعمالت آخرین نبرد تو در روی زمین باشد . فقط در این شرایط است كه اعمالت از اقتدار كامل برخوردار خواهند بود . در غیر این صورت تا زمانی كه زنده باشی بزدلانه عمل خواهی كرد . |
||
|
|
|
|
|
انسان باید مسئولیت این زندگی را بپذیرد . زندگی در دنیائی شگفت انگیز |
||
|
|
|
|
|
حقيقت را با بي طرفي مطلق و با روحي آزاد از هرگونه تعصب جستجو كنيد |
||
|
|
|
|
|
آموزه ای پدید آمد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان |
||
|
|
|
|
|
هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد ، زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است |
||
|
|
|
|
|
افراطی ترین صورت هیچ انگاری می تواند این دیدگاه باشد که همه باورها ؛ همهء چیزی را حقیقی انگاشتن ها لزوما" به خطا می روند ؛ به این علت ساده که هیچ دنیای واقعی در کار نیست . چنین است یک ظاهر دورنمایی که از درون ما سرچشمه گرفته است |
||
|
|
|
|
|
صدا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره ای زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند و رخت چطور؟ !!! اگر کسی در این پرسش ها خوب بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک آوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا به خشم در آورد و یا پدیده های بی جانی همچون نامه و جامه و ... به صد زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال سرودن آواز خوش دمادم زندگی اند |
||
|
|
|
|
|
دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند |
||