-شناخت پایان تهدید آمیز و اجتناب ناپذیر ماست که به ما متانت و بصیرت می دهد . گرانترین اشتباه آدمهای عادی این است که در احساس جاودانگی افراط می کنند. گویی می توانند با فکر نکردن به مرگ خود را از مردن در امان مانند.
- ولی دون خوان باید قبول کنی که فکر نکردن به مرگ باعث می شود نگران آن نیز نباشیم.
- بله این هدف را برآورده می کند ٬ ولی چنین هدفی برای آدم معمولی بی ارزش و برای ساحر نیز هجواست. بدون تصور واضحی از مرگ هیچگونه نظم و ترتیب ٬ متانت و زیبایی وجود ندارد . ساحران برای این بینش قطعی می کوشند تا یاریشان دهد که متوجه عمیق ترین امر ممکن شوند : هیچگونه نمی توان اطمینان یافت که زندگی لحظه ای دیگر ادامه خواهد داشت . این شناخت به ساحران شهامت می دهد که صبور باشند و بااین حال دست به عمل بزنند ٬ شهامت اینکه به این امر تن دردهند بی آنکه ابله باشند . به ساحران شهامت می دهد که حیله گر باشند بی آنکه از خود راضی باشند ٬ و مهمتر از همه آنکه به آنان شهامت می دهد بی آنکه احساس خود بزرگ بینی کنند بیرحم باشند.